<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>یازینب</title>
		<link>https://193193.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>من خوابیده بودم، چون فکر می کردم تو بیداری!</title>
						<description>&lt;p&gt;دربار خان زند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند.&lt;br /&gt;سربازان مانع ورودش می شوند.&lt;br /&gt;خان زند در حال کشیدن قلیان، ناله و فریاد مردی را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟&lt;br /&gt;پس از گزارش سربازان به خان، وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند.&lt;br /&gt;مرد به حضور خان زند می رسد و کریم خان از وی می پرسد:&lt;br /&gt;چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟&lt;br /&gt;مرد با درشتی می گوید:&lt;br /&gt;دزد همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم!&lt;br /&gt;خان می پرسد:&lt;br /&gt;وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟!&lt;br /&gt;مرد می گوید:&lt;br /&gt;من خوابیده بودم!&lt;br /&gt;خان می گوید:&lt;br /&gt;خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟&lt;br /&gt;مرد در این لحظه آن چنان پاسخی می دهد که استدلالش در تاریخ ماندگار می شود.&lt;br /&gt;مرد می گوید:&lt;br /&gt;من خوابیده بودم، چون فکر می کردم تو بیداری!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران کنند و در آخر می گوید:&lt;br /&gt;این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://193193.kowsarblog.ir/من-خوابیده-بودم-چون-فکر&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://193193.kowsarblog.ir/من-خوابیده-بودم-چون-فکر</link>
							</item>
				<item>
			<title>عفاف فاطمه(ع)</title>
						<description>&lt;p&gt;زنان در صدر اسلام، در فعاليت هاي اجتماعي حضوري فعال داشتند ودرمکتب اسلام از زناني به نيکي ياد مي شود که اجتماعي هستند و در صحنه هاي سياست و اجتماع حضوري فعال دارند. دين اسلام با معرفي الگويي چون فاطمه (ع) به همگان آموخت که زن بايد درجامعه مشارکت فعال وهمه جانبه داشته باشد و در تربيت اجتماع وسوق دادن به فضيلت هاي اخلاقي وانساني بکوشد.&lt;br /&gt;آنچه در زندگي حضرت زهرا فاطمه (ع) به عنوان يکي از ملاک هاي حضور اجتماعي زن اهميت دارد، حفظ عفاف، حجاب ومتانت است که حافظ کرامت وجايگاه حقيقي ووالاي زن است. بنابراين، از جلوه هاي درخشان زندگي حضرت که براي الگو قراردادن، التزام به عفاف است. عفاف وحجاب فرماني الهي است وبرخلاف تصور برخي، عامل مصونيت اجتماعي و پيشگيري از تخريب شخصيت زن است.&lt;br /&gt;حضرت فاطمه زهرا(ع) نمونه کامل زن مسلمان در تمام اوصاف وکمالات اسلامي به ويژه درحجاب وعفاف بود. تا ضرورتي نمي ديد از هم کلامي بامردان - آن هم با شرايطي ويژه - خودداري مي کرد واز اينکه پدر بزرگوارشان کارهاي داخل خانه را به او واگذار کرده واز فعاليت هاي امور بيروني معاف داشته، شادمان بود. هرچند حضرت زهرا(ع) درمواقع لزوم به فعاليت هاي سياسي و اجتماعي نيز مي پرداخت، ولي هرگز از پرده حجاب کامل وعفاف لازم بيرون نرفت وحتي در ميدان مبارزه (در دفاع از ولايت اميرمؤمنان علي (ع) وبه يغما رفتن فدک) به حجاب کامل وحياي اجتماعي واخلاقي بسيار مقيد بود.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://193193.kowsarblog.ir/عفاف-فاطمه-ع&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://193193.kowsarblog.ir/عفاف-فاطمه-ع</link>
							</item>
				<item>
			<title>سبک زندگی تابع ایمان است</title>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;ـ نکتۀ اول این است كه رفتار اجتماعى و سبك زندگى، تابع تفسیر ما از زندگى است: هدف زندگى چیست؟ هر هدفى كه ما براى زندگى معین كنیم، براى خودمان ترسیم كنیم، به طور طبیعى، متناسب با خود، یك سبك زندگى به ما پیشنهاد می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ـ بدون مكتب و بدون ایدئولوژى نمی توان یك تمدن را به وجود آورد؛ احتیاج به ایمان است. این تمدن داراى علم خواهد بود، داراى صنعت هم خواهد بود، داراى پیشرفت هم خواهد بود؛ و این مكتب، هدایت كننده و اداره كنندۀ همۀ اینها خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ـ آن كه مكتب توحید را مبناى كار خودش قرار می دهد، آن جامعه اى كه به دنبال توحید حركت می كند، همۀ این خیراتى را كه متوقف بر تمدن سازى است، به دست خواهد آورد؛ یك تمدن بزرگ و عمیق و ریشه دار خواهد ساخت و فكر و فرهنگِ خودش را در دنیا گسترش خواهد داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ـ امروز در محیطهاى روشنفكرى، كسانى هستند با شكلهاى گوناگون، با قد و قواره هاى گوناگون، اینها ما را از شعارهاى مكتبى برحذر می دارند؛ دوران اوج شعارهاى مكتبى را كه دهۀ 60 است، زیر سؤال می برند؛&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز هم از تكرار شعارهاى مكتبى و شعارهاى انقلابى و اسلامى، خودشان واهمه دارند و می خواهند در دل دیگران واهمه بیندازند؛ می گویند آقا، هزینه دارد، دردسر دارد، تحریم دارد، تهدید دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نگاه خوش بینانه این است كه بگوئیم اینها تاریخ نخوانده اند - البته نگاه هاى بدبینانه هم وجود دارد -&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اینها اگر تاریخ خوانده بودند و اطلاع داشتند از سرگذشت و منشأ و مبدأ تمدنهائى كه وجود دارد و همین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تمدن مادى غرب كه امروز می خواهد دنیا را فتح تصرف كند و این حرف را نمی زدند. باید بگوئیم اینها&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بى اطلاعند، تاریخ نخوانده اند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://193193.kowsarblog.ir/سبک-زندگی-تابع-ایمان-است-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://193193.kowsarblog.ir/سبک-زندگی-تابع-ایمان-است-1</link>
							</item>
				<item>
			<title>بانو فاطمه (ع) ومعيشت</title>
						<description>&lt;p&gt;درجامعه اي که فاطمه (ع) مي زيست، دو گروه وطبقه اقتصادي زندگي مي کرد؛ گروهي که با مشاغلي مانند کشاورزي، زندگي خود را مي گذراندند ودر سرزمين خشک وکم آب عربستان، با رنج و سختي، زندگي مي کردند و گروه ديگر اشراف وثروتمنداني بودند که ملک هاي بسيار و بردگان بودند. اين گروه اغلب، اهل تفاخر وتجمل بودند وبا بهره گيري از خلافت پس از پيامبر، پايه هاي اشرافيت خود را تقويت کردند.&lt;br /&gt;گروه دوم، درمعيشت واقتصاد، ارزش هاي اصيلي را که رسول خدا (ص) بنيان نهاده بود، رعايت نمي کردند واهل ايثار و نفاق وقناعت نبودند. مشي آنان انباشتن ثروت وتکاثر از راه هاي نامشروع بود وحقوق مستمندان و فقيران جامعه را ادا نمي کردند. فاطمه (ع) به حقوق مستمندان جامعه بسيار اهميت مي داد و در زندگي فردي واجتماعي وي اين حساسيت وتوجه آشکار بود. بررسي هاي تاريخي نشان مي دهد در نگاه فاطمه (ع)، ماديات جايگاه واهميتي ندارد وفقط وسيله اي براي رسيدن به معنويت و اطاعت از آموزه هاي الهي است. آن حضرت درشب عروسي اش، پيراهن نوي خود را به فقير بخشيد وپيراهن قديمي خود را پوشيد. حضرت زهرا(ع) چون همسرش علي (ع)، زهد را بر دنيا پرستي وقناعت را بر اسراف وخدابيني را بر خود بيني ترجيح مي داد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://193193.kowsarblog.ir/بانو-فاطمه-ع-ومعيشت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://193193.kowsarblog.ir/بانو-فاطمه-ع-ومعيشت</link>
							</item>
				<item>
			<title>یا در زندگی امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) شوخ‌طبعی نیز وجود داشت؟!</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;آیا امام علی(ع) و فاطمه(س) بعد از ازدواج با یکدیگر شوخی هم داشتند یا خیر؟ منظورم این است که آیا زندگی سرد و ساکت و آرام و به دور از شوخی و خنده داشتند؟&lt;br /&gt;پاسخ اجمالی&lt;br /&gt;شادی کردن، امری فطری است. در اسلام نیز به شادی و نشاط اهمیت زیادی داده شده است.[1] چنان‌که پیامبر(ص) و معصومان(ع) در بسیاری از مواقع لبخند بر چهره داشته و با گشاده‌رویی با مردم برخورد می‌کردند. در روایت آمده است که رسول خدا(ص) زیاد تبسّم می‌کرد.[2]&lt;br /&gt;پیامبر اکرم(ص) درباره شوخی می‌فرماید: «خداوند، انسان شوخ طبعی را که در شوخی خود راست‌گو باشد، مؤاخذه نمی‌کند».[3]&lt;br /&gt;امام علی(ع) می‌فرماید: «چهره شاداب و خوشرویى؛ مهرآور و نزدیک‌کننده به خدا است و چهره گرفته و بدرویى؛ دشمنی‌آور و دورکننده از خدا است».[4]&lt;br /&gt;امّا در برخی موارد، شوخی‌هایی میان مردم رد و بدل می‌شود که با دروغ، غیبت، بردن آبروی دیگران و&amp;#8230; همراه است. این بخش از شوخی‌ها حرام است که نه تنها ما به این شوخی‌ها مجاز نیستیم، بلکه دیگران را نیز باید از آن نهی کنیم.&lt;br /&gt;شوخی تنها منحصر در این نوع نیست، بلکه ممکن است عده‌ای با هم شوخی کنند و شاد باشند، بدون این‌که مرتکب گناهی شوند. چنان‌که در زندگی معصومان(ع) نیز این نوع شوخی دیده می‌شود؛ مانند این‌که؛ پیرزنى نزد پیامبر اکرم(ص) آمد، و پیامبر فرمود: «هیچ پیرزنى وارد بهشت نمی‌شود»، آن زن شروع به گریه کرد. حضرتش فرمود: «تو آن روز پیر نیستى، خداى متعال فرموده است: &amp;#8220;ما آنان را به شیوه‌ای شگفت‌آور آفریده، و آنان را باکره قرار دادیم&quot;[5]».[6]&lt;br /&gt;بر این اساس، شوخی‌کردن نه تنها در اسلام منع نشده، بلکه بویژه شوخی با همسر مطلوب است.&lt;br /&gt;پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید: «هرگونه لهو (بازى) از مؤمن نابجا است، مگر در سه چیز: در تربیت کردن اسب، مسابقات تیراندازى، و شوخى کردن با همسر، که اینها درست و بجا است».[7]&lt;br /&gt;امام علی(ع) نیز در میان افراد جامعه به شوخ‌طبعی معروف بود، حتی به همین جهت مورد بی‌مهری خلفای نخستین قرار گرفته بود؛ لذا بعید است که ایشان در زندگی خصوصی خود از شوخ‌طبعی بهره‌مند نبوده باشند. امّا با توجه به این‌که زندگی خانوادگی افراد، حریم خصوصی آنان است، بنابراین، نباید توقع داشته باشیم که شوخی‌هایی که احیاناً بین آنان ردّ و بدل می‌شد به بیرون از منزل رسوخ کرده و گزارش‌های تاریخی از آن وجود داشته باشد. علاوه بر این؛ تنها شوخی و خنده نیست که زندگی شیرینی برای افراد به وجود می‌آورد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://193193.kowsarblog.ir/یا-در-زندگی-امام-علی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://193193.kowsarblog.ir/یا-در-زندگی-امام-علی</link>
							</item>
				<item>
			<title>از چه وقت لباس مشکی بین مسلمانان رواج پیدا کرد؟</title>
						<description>&lt;p&gt;لباس سیاه مانند دیگر رنگ‌ها از ابتدا در میان مسلمانان وجود داشت و در عزاداری‌ها نیز مورد استفاده قرار می‌گرفت. وقتى حسین بن على(ع) کشته شد زنان بنی‌هاشم لباس مشکى پوشیدند. از گرما و سرما شکایتى نداشتند. حضرت على بن الحسین(ع) به علت این‌که آنان ماتم‌زده بودند براى ایشان غذا می‌فرستاد.[1]&lt;br /&gt;
اما این‌که چرا مردم در مصیبت‌ها و عزاداری‌ها لباس سیاه بر تن می‌کنند، یا پرچم‌های سیاه برپا می‌نمایند؛ دلیلش این است که رنگ سیاه شاد نیست، از این جهت با مصیبت‌زدگی هماهنگ است. این مسئله نه تنها میان ایرانیان و مسلمانان، بلکه در کشورهای دیگر نیز رواج داشته و جزو سنّت‌ها و فرهنگ‌های کشورها است.&lt;br /&gt;
اینک به روایاتی اشاره می‌شود که از آنها پیشینه پوشیدن لباس سیاه در عزاداری‌ها فهمیده می‌شود:&lt;br /&gt;
1. رسول اکرم(ص) در آستانه‌ رحلت خود سیاه پوشیده بودند؛ امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرماید: «رسول خدا هنگام رحلت پیراهنی سیاه بر تن کرده بود».[2]&lt;br /&gt;
2. بعد از شهادت امام علی(ع)، عبدالله بن عباس به سوی مردم بیرون آمد و گفت: امیرالمؤمنین از میان ما رفت و برای خود جانشینی گذاشت که اگر دوست دارید به سوی شما بیرون آید، وگرنه کسی را بر کسی [اجباری] نیست. مردم به گریه افتادند و گفتند: بیرون آید، پس امام حسن(ع) در حالی‌که جامه‌های سیاه پوشیده بود به سوی مردم بیرون آمد و برای آنان خطبه خواند.[3]&lt;br /&gt;
3. سکینه دختر امام حسین(ع) خطاب به یزید گفت: «دیشب خواب دیدم که &amp;#8230; خادم بهشتی دستم را گرفت و داخل قصر نمود. آن‌جا با پنج بانوی بزرگ و نورانی روبرو شدم که در میان آنها زنی بزرگوار و نورانی‌تر از همه به چشم می‌خورد که موی پریشان کرده و لباس سیاه پوشیده بود و در دستش پیراهنی خون آلود &amp;#8230; او فاطمه زهرا(س) بود».[4]&lt;br /&gt;
با این وجود، لباس سیاه تا اواخر زمان بنوامیه و خروج سیاه‌جامگان و به قدرت‌رسیدن بنی عباس، هیچ‌گاه به عنوان لباس رسمی مسلمانان به شمار نمی‌آمد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://193193.kowsarblog.ir/از-چه-وقت-لباس-مشکی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://193193.kowsarblog.ir/از-چه-وقت-لباس-مشکی</link>
							</item>
				<item>
			<title>دین جز محبّت نیست</title>
						<description>&lt;p&gt;سعید بن یسار گفت: امام صادق علیه السّلام بمن فرمود: مگر دین بجز محبت و دوستى است؟ خداى عزّ و جلّ- مى‏فرماید: بگو اگر شما دوستدار خدائید، پیرو من باشید تا خداوند شما را دوست بدارد ( آل عمران 31 ) (الخصال/ترجمه فهرى/ ج‏1) خداوند متعال مى‏فرماید: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ (شوری 23) و امیرالمۆمنین سرور ذوى القربى است. (كشف الیقین/ ترجمه آژیر)  و دین جز دوستی خدا و محبت اهل بیت، چیز دیگری نیست و این دوست داشتن امری فراتر از یک احساس است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: خدا را دوست دارید به خاطر نعمت‏هایى كه به شما داده و مرا هم دوست بدارید چون خدا مرا دوست دارد و اهل بیت مرا نیز دوست بدارید چون من آنها را دوست دارم.(علل الشرائع/ترجمه ذهنى تهرانى  ج‏1 ) رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: كسى كه مى‏خواهد به ریسمان محكم خدا كه حضرتش در قرآن از آن یاد كرده چنگ بزند باید على بن ابى طالب علیه السّلام و حسن و حسین علیهماالسّلام را دوست بدارد چه آنكه خداوند متعال از فوق عرش این دو را دوست دارد.(كامل الزیارات/ترجمه ذهنى تهرانى)&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://193193.kowsarblog.ir/دین-جز-محب-ت-نیست&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://193193.kowsarblog.ir/دین-جز-محب-ت-نیست</link>
							</item>
				<item>
			<title>ثمر محبت به اهل بیت (علیهم السلام )</title>
						<description>&lt;p&gt;مردى خدمت پیامبر صلى اللَّه علیه و آله آمد و عرض كرد: آیا محبّت على براى من نفعى دارد؟! فرمود: واى بر تو! هر كس او را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر كس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته، و هر كس خدا را دوست بدارد خدا او را عذاب نمى‏كند. (أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم )&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اسحاق بن عمّار نقل كرده مى‏گوید: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: معنى آیه شریفه (آیه 245 از سوره بقره) «كیست آنكه به خدا وام دهد، وام نیكوئى، پس خداوند آن را براى او چندین برابر كند» چیست؟ فرمود: اظهار محبّت و نیكى كردن به امام است. (پاداش نیكیها و كیفر گناهان/ترجمه ثواب الأعمال)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حضرت على بن الحسین(علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل مى‏كند كه فرمود: محبت من و خاندانم در هفت جا كه هراس آنها بزرگ است، سود مى‏دهد: موقع مردن و در قبر و در هنگام برخاستن از قبر و هنگام گرفتن نامه اعمال و نزد حساب و نزد میزان و نزد صراط. (الخصال/ترجمه جعفرى/ج‏2)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله روزى به یكى از اصحابشان فرمودند: اى بنده خدا حب و بغض در راه خدا داشته باش و براى خدا محبّت و دشمنى نما چه آن كه به ولایت حقّ تعالى نخواهى رسید مگر به همین و اساسا احدى طعم و مزه ایمان را نمى‏چشد مگر چنین باشد اگر چه نماز و روزه‏اش بسیار باشد و اكثر دوستى‏هاى مردم با هم دنیایى است، به خاطر دنیا و شئون آن با هم مودّت ورزیده و یک دیگر را مبغوض مى‏دارند و به طور قطع چنین حبّ و بغضى آنها را از محبّت و دوستى در راه خدا بى‏نیاز نمى‏كند. مخاطب به حضرت عرض كرد: چگونه بدانم كه دوستى و دشمنى من در راه خداى عزّ و جلّ مى‏باشد و اساسا ولىّ خدا كیست تا دوستش داشته و دشمن خدا كیست تا دشمنش بدارم؟ پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله اشاره به على علیه السّلام نموده و فرمودند: آیا او را مى‏بینى؟ مخاطب عرض كرد: آرى. حضرت فرمودند: او ولى خدا است پس دوستش بدار و دشمنش دشمن خدا است پس او را دشمن بدار. سپس فرمودند: دوستش را دوست بدار اگر چه قاتل پدر و فرزندت باشد و دشمنش را دشمن بدار اگر چه پدر و فرزندت باشد.(علل الشرائع/ترجمه ذهنى تهرانى/ج‏1) و این گونه است که می بایست  مهر و محبتی را در دل راه داد تا ارزش این ودیعه بزرگ الهی را نزد انسان داشته باشد و چه محبتی بالاتر از محبت خدا و دوستدارانش.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://193193.kowsarblog.ir/ثمر-محبت-به-اهل-بیت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://193193.kowsarblog.ir/ثمر-محبت-به-اهل-بیت</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
